مطالب و نوشته‌های اخیر | آرشیو

شعری از میثم ریاحی در آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد»

شعری از میثم ریاحی در آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد»

گروهِ سوم: شاعرانی از دهه‌های بعدی که به جای ساده‌نویسی، به دست‌آوردهای شعرِ هفتاد توجه داشتند و هنجارهای به‌دست‌آمده‌ی هفتاد را ادامه دادند و به‌روزرسانی کردند . در این بخش از کتاب، شعر این شاعران را می‌خوانیم: مریم فتحی/ پژمان قانون/ شجاع گل‌ملایری/ لادن جمالی/ نعمت مرادی/ علی‌اصغر عالی‌زاده/ ایمان مؤمنی/ سردار شمس‌آوری/ زبیده‌ی حسینی/ امین احراری/ ابوالفضل نظری/ میثم ریاحی

شعری از میثم ریاحی در مجله

شعری از میثم ریاحی در مجله "غروب"

شعری از میثم ریاحی در صفحه 164 شماره 12 مجله ی غروب که به فرهنگ ، ادب و هنر اختصاص دارد منتشر شده است .

شعری از میثم ریاحی در فصلنامه

شعری از میثم ریاحی در فصلنامه "هفتاد"

محمد آشور - مسعود احمدی - شیوا ارسطویی - سامان بختیاری - عابدین پاپی - فرزین پارسی کیا - ابوالفضل پاشا - منیره ی پنج تنی - علیرضا پنجه یی - امیرحسین تیکنی - محمد جانبازان - محمد جدیری رهنمایی - لادن جمالی - رضا چایچی - نادر چگینی - نرگس دوست - ایمان رحمانی - علی رضا رعیت - میثم ریاحی ...

شعرهایی از میثم ریاحی در گزینه شعر نو شمال

شعرهایی از میثم ریاحی در گزینه شعر نو شمال

"گزینه شعر نو شمال " کشور در سال 1396 توسط اسدالله عمادی ، علیرضا ابن قاسم و هوشنگ عباسی گردآوری و به همت نشر روزآمد تهران منتشر شده و مشتمل بر شعر 79 شاعر شمال است که سهم استان گلستان از این تعداد 18 شاعر است . دو شعر از میثم ریاحی در بخش استان گلستان منتشر شده است .

آثار میثم ریاحی | آرشیو

prev
next

نگاه افسانه نجومی به شعری از میثم ریاحی
2 آبان ماه 1396

و غروب ، وقتی پرستو

آویزان

        از سینه ی خودش ، مبدل به اشک می شود و

در گل های اطلسی

                          می ریزد

این جا ، در شبی که روی برگ ها مرده ست

چه کسی

به تربیت سنگ

معنای آب می دهد

و هنگامی که هوا از شکل افتاده و هم آغوش با قفل درهای بیمارستان است

کوهستان را

در دهانم       وزیده است

باد با کدام جمله باران را به لبخندهای آینه چسباند

و در کدام بن بست

فانوس به دست دخترکی افتاد

که گیسوانش را هر روز

در قهوه ای سرد ، روی مناره ها می گشاید و

فلس می شکند

من     بی آنکه بدانم کدام شهر

روی دفی که گیلاس می کوبید تاول زد

بی آنکه بدانم چرا

در تشییع مادربزرگ ، دستبندهای طلا

به فقرا می بخشند

دلم می سوزد

برای پرستو       و تفنگی که در خودش

                 کز کرده است

دلم می سوزد برای جهانی که

خسته در اتاقم نشسته است

دلم می سوزد

زیرا پرنده که می افتد

آمیزشم با گیاه

                 بهم می ریزد

و یقینا

پرستو

نام مختصری ، برای آسمان نمی تواند باشد !

معنامحوری - عینیت گرایی- محور عمودی منسجم- برجسته نمایی عواطف و احساسات شاعرانه- لحن جدی و اندوهناک- بازگویی کلان روایت مرگ و برجسته سازی نقش راوی دانای کل- توجه به مفاهیم معتبر و قطعی- از اختصاصات و شاخصه های فراگیر محموعه شعر " وقتی صدا را مرتکب شدم "  و در نتیجه این شعر به شمار می آیند.

شعر با بیانی عاطفی و پراکنش احساسات شاعرانه در مونولوگ های نوشتار به برجسته نمایی کلان روایتی می پردازد که در بن مایه ی کلمات شعر تعبیه شده است.

بازگویی کلان روایت مرگ که مسیر تمامی مونولوگ ها را در وحدتی ارگانیک به سوی تک مرکزیت معنا محور شعر سامان می دهد. اگر چه شاعر با تعلیق و تعویق معناها به یاری برش های متنی می کوشد تا شعر را از غلتیدن در وجه رسانه ای زبان باز دارد اما از آن جا که گرانیگاه معنا گستر شعر بر پایه ی کلان روایتی طراحی شده است که توسط راوی دانای کل با بیانی ایضاحی- توجیهی در متن دنبال می شود زبان همچنان در وحهی رسانه ای نگارش ساختمند شعر را سامان می دهد.

اما آن چه در این شعر نظر مخاطب را جلب می کند عاطفه نگاری های شاعرانه است که ریاحی با جدیت چه در این شعر و چه در کل شعرهای " وقتی صدا را مرتکب شدم"  دنبال می کند.

عاطفه ای پررنگ که اندیشه های شاعر را چنان در خود ذوب می کند که مخاطب تنها حرکت کنترل شده ی عواطفی را می بیند  و درک می کند که مهار معناهای متنی را به عهده گرفته اند.

شعر به یاری شبکه ای از معناها و با بیانی حسی-عاطفی پس از پردازش کلان روایت مرگ، جهان نگری های شاعرانه را به رخ می کشد و از مرگ پرستویی در غروب آغاز می شود . مرگی دلخراش  که یاد آور مرگ مادر بزرگ می شود و بیاد آوردنش  سنگ را هم آب می کند ، باعث حزن و اندوه و ناامیدی شاعر می شود جهانی را خسته و  دلزده به اتاق شاعر می کشاند. و بدین ترتیب تمام برش ها و پرش ها ی موازی و ناموازی در امتداد مرگ پرستو در متن رخنمون می شوند .  گویی ریاحی با دنبال کردن مرگ پرستو به بازتاب  مرگ و زندگی پرداخته، واقعیتی معنوی را مبنای سامان بخشی برش های متنی خود در نوشتار قرار می دهد. و بدین ترتیب مفاهیم واضح و روشن در تمامی برش های متنی حضوری صریح و قطعی دارند . برش هایی که می توانند ضمن گسترش دلالت های معنایی شعر ، دلالت های ضمنی و معناهای محتملی را در ذهن مخاطب بیافرینند که از ضرباهنگ تصاویر بر ذهنیت مخاطب شکل یافته اند و قادرند سلسله ای از معانی را تداعی کنند که تحت تاثیر سویه های روشن نشانه های متنی در شعر منتشرند اگرچه  تاثیر کلان روایت در نوشتار سبب شده تا از دایره ی کارکرد دلالت های ضمنی در شعر کاسته شده، مخاطب در برش های ناموازی شعر مفاهیم صریح و واضحی را رد یابی کند که شاعر خواستار نمود آن ها در متن بوده است.

 همچنین وجود ترکیب های انتزاعی اما متداول و گاه نخ نما که شعر را به سمت و سوی تصاویر نامحسوس پرتاب می کنند دریچه هایی از فراروی شعر را از روایت خطی و سرراست در شعر باز می نمایند . ترکیب هایی چون: تربیت سنگ- معنای آب-لبخندهای آینه- اما از آن جا که فضای متعارف شعر فضایی رمانتیک، عاطفه گرا و انسانی است همان بارقه ی کم رنگ در سیلان مفاهیم عینی و ملموس و عاطفی شعر ذوب شده نگاه قطعی نگر ریاحی  را همچنان بر پایان بسته ی شعر پا برجا نگه می دارد. نگاهی قطعی که مرگ را پایانی برای پرستو نمی داند چرا که یقین دارد پرستو  در جهان هستی جاودانه است.

دیدگاهتان را در مورد این مطلب بیان کنید :
نام و نام خانوادگی *
ایمیل
وب سایت
متن پیام *
  کد امنیتی
کد امنیتی *
 
دیدگاه کاربران:

دیدگاهی وجود ندارد