مطالب و نوشته‌های اخیر | آرشیو

میثم ریاحی ،نفر سوم جایزه شعر فراسپید ایران

میثم ریاحی ،نفر سوم جایزه شعر فراسپید ایران

خبرگزاری ایسنا ، ایبنا و ایرنا : هیئت داوران همچنین ضمن تقدیر کتبی از شعر شاعران  کتایون ریزخراتی، سعدی گلبیانی، علی جهانگیری، شهرام گراوندی، سعیدە کشاورزی، محمد علی نوری، حمید باقری، سینا بهمنش، حسین اشراق و فرحناز عباسی جایزە سوم شعر برگزیدە را مشترکا بە مهدی قلایی، ایمان صفری، رضا روشنی و میثم ریاحی تقدیم کرد.

 نظری به

نظری به"وقتی صدا را مرتکب شدم"میثم ریاحی علی مسعود هزارجریبی

فصلنامه نوشتا و مجله ادبی پیاده رو - ویژه نوروزی : در نهایت شاعر جوان این مجموعه کلام یاکوبسن را خوب درک نموده که "شاعری تجاوز به حدود زبان است " یعنی حتی معیار شکنی و در واقع فرا و فراتر از دوره پیشین کارکردهای زبانی و پرهیز نسبی از الگوها.با سیر و نظر به این مجموعه فضای بحث و چالش و تأمل برای شاعران جوانی که شالوده شکنی در لذت متن و تفکر زایش شگفت را جستجو می کنند پدید می آید.

نگاه به

نگاه به "وقتی صدا را مرتکب شدم " میثم ریاحی امیر حسین بریمانی

روزنامه ایران ، صفحه 8 ، یکشنبه 16 اسفند 1394 : در این اشعار به بهترین شیوه ممکن روایت به کلی نفی شده و همان منطق درونی راهگشای مخاطب است. نهایتا میثم ریاحی را می باید یکی از شاعران خوب دانست که آمیزه ای از زبان شعر دهه چهل و تلقی خود از امر انتزاعی را در شعریت اش بنا نهاده است.

دانلود ویژه برنامه دوم میثم ریاحی در رادیو فرهنگ

دانلود ویژه برنامه دوم میثم ریاحی در رادیو فرهنگ

گروه ادب و هنر رادیو فرهنگ در برنامه ای با نام «کارنامک» با حضور ابوالفضل پاشا بعنوان کارشناس و مجری ، به بررسی روند کار شاعران امروز ایران می پردازد. در این برنامه ، روند کار تعدادی از شاعران امروز با حضور خودِ شاعران بررسی می شود. میثم ریاحی شاعر گلستانی ،  یکی از شاعران امروز ایران است که در دومین حضور تلفنی اش در "کارنامک" به بحث پیرامون مجموعه " وقتی صدا را مرتکب شدم " پرداخت . این برنامه در تاریخ 23 بهمن ماه ، ساعت 11:30 ظهر از همین شبکه رادیویی پخش شد .

آثار میثم ریاحی | آرشیو

prev
next

"عبور با چمدانی پر از پروانه " سریا داودی حموله
30 اردیبهشت ماه 1394

روزنامه ایران / یکشنبه 16 فروردین 1394 :

"عبور با چمدانی پر از پروانه "

خوانش مجموعه ی«وقتی  صدا را مرتکب شدم» میثم ریاحی

سریا داودی حموله

ـ فردا / در جیب هر رهگذری که باشد / نیمی سوال و / نیمی عینکِ شکسته است / که میان ما^^^ و آفتاب / در جنوبی ترین صدایی که نمی آید / نقش زمینی را / بازی می کند / که هر روز ^^^  از تپه ای زرد / با چمدانی پر از پروانه / پایین می آید و / با چمدانی پر از مرگ / باز می گردد./ «قدیمی هایِ حالایِ ماه»/شعرِ7

 

در مجموعه ی «وقتی صدا را مرتکب شدم»[1] میثم ریاحی(متولد 1363)، تقابل های«عشق ـ عقل»،«زندگی ـ مرگ» و «هستی ـ زمان» هم پیوند تقابل های تناقضی است. هست مندی های محسوس،حس های نوستالژیکی،تقابل «انسان ـ طبیعت» وجو‌ه مفاهیمي شعرها را تشکیل می دهد.

مولفه و معیارهای شعری هم جهت تقابل های سنت و مدرنیته است. شعر مدرن در  رویکردهای« مکانی ـ زمانی» بروز می کند و زبان روایی جای خود را به تصاویر روایی می دهد.کارکرد متعارف دال و مدلول هم بسته ی شیدایی و واقعیت های اتفاق افتاده است و شعرها تمایل شدیدی به عقلانی بودن دارند.همذات پنداری با ابژه ها،جان بخشی به اشیا و پدیده ها جزء رفتارهای ساختاری شعرها است:

ـ می گویی/دوستت دارم/من/سُر می خورم/از شب لطیفی/که به شیشه می چسبانی./ «قدیمی هایِ حالایِ ماه»/شعرِ3

در«وقتی صدا را مرتکب شدم»، ضمیر«من»کاراکتر فعالیست که در اکثر شعرها،یک سطر مستقل را به خود اختصاص داده است.«خود »و «فراخود» در سویه های «تغزلی ـ غنایی» موضوعیت دارد روایت های خطی روشنایی هایی از «من »شاعر و«من»اجتماعی را در بر دارند.

طبق معیارهای زیباشناختی،ساختار زبان در مفاهیم لفظی و معنایی صورت گرفته است و دنیای ذهنی وابسته به جهان عینیت مند می باشد.

شاعر با پرهیز از مفاهیم ذهنی و پیوستن به پدیده های ملموس و محسوس بنیان شعر را می گذارد.ساختار فرمیک منجر به بازی های صرفی و آشنازدایی (defamiliarization)های لفظی ـ معنایی  شده است که در مواجه با «طبیعت، انسان، اشیا و پدیده ها» زبان عاطفی نمود بارزی تری دارد.در این نظام شاعرانگی، ترکیب های استعاری  موقعیتی هماهنگ و زیبا دارند و با انگاره ای ساخت مند طبقه بندی شده اند:

ـ حالا/وقتی در این هوا/از سرگیجه های باغ/خوابم برده و/ توازنی شکل گرفته است/چه فرق می کند که تو/با بهار بنشینی و/ در استکان چای بزرگ شوی/یا در امتداد ماه/بروی و/ خودت را تحویل دهی/ من/برهنه می شوم و^^^اینجا/با کلمه ای قرمز/ از کاکتوس می گذرم./«ما:ماه:هوا» /شعرِ12

موتیف(motif)محوری و عینیت مندی(اوبژکتال) تابع ساختار زبانی است که در تِم و مضمون های «تغزلی ـ غنایی» تبلور می یابد.

زبان زایا و زاینده همراستای ساختمندی و نظام مندی سطرهاست و پارادوکس های تقابلی و تضادهای تصویری جزء صحنه های تراژیک محسوب می شود.[2]زبانِ ابزاری به سمت صداهای مختلط کلامی می رود و راوی با لحن خطابی و حس های نوستالژیکی تصاویر روایی را به سمت عینیت مندی می برد:

ـ ...سایه ام را/به هر طرف که پرت کنم/ بوسه از پیراهنِ بنفشِ زن می افتد/ باد نمی آید/صدایم/ در نیم دایره از ساعت هم/ نمی چرخد/ این جا/ آسمان نخ نما شده است./ و باران واژگون می بارد/و برای تنهایی انگشتانم/حس جالبی ست/ می توانی/سیگارت را/ با چشمانی خاموش و/ حتا/ از چشمانی خاموش/روشن کنی./ « قدیمی هایِ حالایِ ماه »/شعرِ 2

شعری هارمونیک که  طبق قراردادهای زبان معیار فرم گرفته است و شیدایی و جنون مندی آن وابسته به ماهیت استعاری ابژه ها است.

المان و عناصر «عین ـ ذهن» بر واقعیت های تخیلی بنا شده، و فرم ساختاری سبب برجسته سازی محتوا و معنا می شود.در این هست مندی ها تصاویر روایی رویکردی فردی ـاجتماعی دارند،و دیالکتیک فراشخصی معطوف به تاکیدهای تعلیقی می باشد:

 ـ انگشتانت را/از روی پیراهنم بردار/سطرِ صبح/با تنم نمی سازد./«ما:ماه:هوا»/شعرِ10

شاعر با هست مندی های عینی  به سمت شعر استفهامی می رود و غرابت های«زبانی ـ بیانی »هنجار شکنی های معنایی را به همراه دارد.در این مفاهیم ملموس و محسوس کمتر لایه ی پنهانی به چشم می خورد.

تعادل و توازن های دال(singnifiers) و مدلول(singnifiedتوصیف و تناسب های تناقضی همراستای دوگانگی های«خیر ـ شر»،«عشق ـ مرگ» و«بود ـ نبود» است. لحن روایی ریشه در حیات زیستی و  اجتماعی شاعر دارد و  این سطرهای کنش مندانه معطوف به طبیعت زبان هستند:

ـ به شاخک پروانه ها/وقتی که مرگ رسید/تو/عاشق زنی بودی/که خودت بودی./ «ما:ماه:هوا»/شعرِ21

  شعرهای ریاحی [3] در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی در ارتباط هستند. عناصر روایی و ابژه و سوبژه با هم نسبتی محسوس دارد و زبان هنجارمند تحت تاثیر مولفه های مدرن است.

شعری با ترفندهای بدیع و نوآوری که با تعمق های معنایی و احساسی به سمت سوبژکتیویته (subjective)گام برمی دارد.در این شاعرانه گی(پوئتیک) هویت شعر منوط به آشنازدایی  های «لفظی- معنایی» است.موقعیت های حسی و عاطفی جزء رویدادهای محسوس و ملموس شعرهاست.نوعی همذات پنداری با ابژه ها که این ناگزیری و ناگریزی ها جزء استفهام انکاری محسوب می شود:

ـ دیشب/زمین ناتمام بود/زمین/آنقدر دیر^^^به جنگ آمد/که آینه از راهی که رفت،برگشت!/«قدیمی هایِ حالایِ ماه»/شعرِ5

در کل مجموعه ی «وقتی  صدا را مرتکب شدم» هستن های عینیت مند بر محور نوستالژیک گرایی و غربت سرایی استوار است و شعرها بیش از این که دال بر اعتراض باشند،بر محور انتقادی می چرخند.[4]« عشق ـ مرگ»از مضمون های اصلی است که گاهی به ورطه ی رمانتیسم سطحی می غلتد.با توجه به جنبه های «شنیداری ـ تصویری»گویا جای بعضی ابژه ها درد می کند. از لحاظ ساختار معنایی هم بعضی سطرها حضور بعضی سطرهای دیگر را خنثی و بی اثر کرده است.

 

 

 


[1] وقتی  صدا را مرتکب شدم،نشر نگاه،چاپ اول 1393

[2] «زبان شعر زبانی است که کیفیات متناقض یا متضاد را با هم آشتی می دهد و بین آنها تعادل بر قرار می کند و از این رو زبان روزمره با زبان شعر تفاوت دارد .» کولریج شاعر

 

[3] میثم ریاحی مجموعه ی ذیل را هم در کارنامه ی ادبی خویش دارد:

ـ ماه،حلقه ی بی انگشت،نشر داستان سرا،چاپ اول 1386

[4] «واژه‌ها محصولات جمعي تعاملات اجتماعي و ابزارهاي ضروري براي افراد بشر هستند كه به وسيله آنها دنياي خود را بنياد مي‌گذارند و توليد مي‌كنند» سوسور

 

 

* لینک روزنامه : http://iran-newspaper.com/?nid=5896&pid=8&type=0

دیدگاهتان را در مورد این مطلب بیان کنید :
نام و نام خانوادگی *
ایمیل
وب سایت
متن پیام *
  کد امنیتی
کد امنیتی *
 
دیدگاه کاربران:

دیدگاهی وجود ندارد