مطالب و نوشته‌های اخیر | آرشیو

شعر از میثم ریاحی در مجله ی

شعر از میثم ریاحی در مجله ی "وزن دنیا"

شعری از میثم ریاحی مهر ماه 1398 در شماره ی سوم مجله ی "وزن دنیا" (رسانه ی شعر ایران) منتشر شده است . این شماره دارای 276 صفحه و قیمت 40 هزار تومان می باشد .

 

 

شعری از میثم ریاحی در آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد»

شعری از میثم ریاحی در آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد»

گروهِ سوم: شاعرانی از دهه‌های بعدی که به جای ساده‌نویسی، به دست‌آوردهای شعرِ هفتاد توجه داشتند و هنجارهای به‌دست‌آمده‌ی هفتاد را ادامه دادند و به‌روزرسانی کردند . در این بخش از کتاب، شعر این شاعران را می‌خوانیم: مریم فتحی/ پژمان قانون/ شجاع گل‌ملایری/ لادن جمالی/ نعمت مرادی/ علی‌اصغر عالی‌زاده/ ایمان مؤمنی/ سردار شمس‌آوری/ زبیده‌ی حسینی/ امین احراری/ ابوالفضل نظری/ میثم ریاحی

شعری از میثم ریاحی در مجله

شعری از میثم ریاحی در مجله "غروب"

شعری از میثم ریاحی در صفحه 164 شماره 12 مجله ی غروب که به فرهنگ ، ادب و هنر اختصاص دارد منتشر شده است .

شعری از میثم ریاحی در فصلنامه

شعری از میثم ریاحی در فصلنامه "هفتاد"

محمد آشور - مسعود احمدی - شیوا ارسطویی - سامان بختیاری - عابدین پاپی - فرزین پارسی کیا - ابوالفضل پاشا - منیره ی پنج تنی - علیرضا پنجه یی - امیرحسین تیکنی - محمد جانبازان - محمد جدیری رهنمایی - لادن جمالی - رضا چایچی - نادر چگینی - نرگس دوست - ایمان رحمانی - علی رضا رعیت - میثم ریاحی ...

آثار میثم ریاحی | آرشیو

prev
next

مصاحبه ی میثم ریاحی با روزنامه آرمان
29 اردیبهشت ماه 1394

بیوگرافی :

میثم ریاحی سال 1363 در تهران متولد شده و اهل شهرستان بندرگز در استان گلستان است . او کارشناس رشته حسابداری می باشد . ریاحی در سال 1388 بعنوان یکی از جوانان نمونه کشور انتخاب شده و از چهره های جوان مطرح در شعر معاصر است و در سال 1386 نخستین مجموعه شعر خود با نام " ماه ، حلقه ی بی انگشت " را توسط انتشارت داستان سرا به جامعه ادبی ارائه داد . او در سال 1387 به اتفاق جمعی از چهره های شاخص ادبی کشور مجله ادبی - الکترونیکی پیاده رو را بنیان نهاد و این مجله تاکنون با قدرت به کار خود ادمه می دهد و محل انتشار بسیاری از آثار فاخر ادبی ادیبان کشور است . وی هم اکنون سردبیری این نشریه را بر عهده دارد . ریاحی در سال 1393 دومین مجموعه شعر خود با نام "وقتی صدا را مرتکب شدم " را توسط انتشارات نگاه منتشر کرده است و آثاری از او نیز به زبان های سوئدی ، انگلیسی ، عربی و کردی برگردانده شده است . وی همچنین نخستین مجموعه شعر زنده یاد بهرام  اردبیلی از بنیانگذاران جریان " شعر دیگر " را نیز گردآوری کرده و برای انتشار به نشر بوتیمار سپرده است . این مجموعه از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز دریافت نموده و به زودی منتشر می گردد . با هم خواننده گفتگوی آرمان با این شاعر باشیم :

 

ـ آقای ریاحی شما در شعرهای مجموعه­ی «ماه، حلقه­ی بی­انگشت» به دنبال دیداری کردن تجربه­های خود بوده­اید. چقدر خوِد واقعی شما با خودِ حاضر در شعرهایتان هماهنگ است؟

آقای کریمی دیداری کردن تجربه که اشاره کرده اید ارتباط پیشینه یی با وجه های مفهومی متن را داراست و آن هم ریشه در تبار فکری و جنس ذهن و نوع عینیت های پیرامونی دارد یعنی آنچه که شخصیت شخص (شاعر) را پی سازی می کند بخشی از آن واقعیت است ؛ پاره یی جریان ذهنی و ایده آل و دیگر رویا یا رویاهاست . دیدن رسالت شاعر است و انتقال تجربه ی این نگاه به دیدار رسیدن متن است . بنابراین پرسش اینکه چقدر خود واقعی با خود حاضر در شعرهایتان هم آهنگ است ندایی بر اساس توازن و نسبی گرایی و کاهش و افزایش و نوسانات پیش بینی نشده درونی آدمی است نه بر اساس تطبیق و انطباق محض و هم شکلی دقیق در گزاردن پای در جای پای اصولن علوم انسانی که بویژه در حوزه شعر این گونه است . و در واقع اینچنین هم می توان متصور بود که ادبیات در حقیقت شهامت مواجه شدن با خویشتن است . ادبیات ما را با خودمان رو به رو می سازد و آنچه حاصل می شود بازتابی از همین آینه است ؛ خودِ جامعه گرد ما یا خودِ طبیعت گرد ما ... آنکه در دیگری مستحیل باشد جز به روزمرگی مبتلا نیست . یعنی نمی شود دیگری را در خود احضار کرد و آنگاه سرود . اینطور جواب نمی دهد و هیچ گاه شعری اصیل نخواهی داشت و متن نیز این را بر نمی تابد ؛ جامعه نیز جای خود دارد ...

 

ـ شعر شما تکیه بر رویدادهای مفهومی دارد و از منظر زیبایی­شناسی ساختار مناسبی به مخاطب ارائه می­دهد.  این مفهوم­سازی­ها چقدر مشارکت خواننده را در استنتاج معنا در شعر ایجاد می­کند؟

فرهاد جان معنا در قابلیت جوهری هر فنومن و پدیده است و از این رو شاعر در کشف معنای هستی " عرق ریزان" دارد که در جستجوی مفاهیم در معنای هستی و در جستجوی بسیاری عناصر مثل اسطوره و تصویرگرایی و وجه ساختاری و فرم درونی است که همه و همه از اسباب زیبایی شناسی بهره مند اند .

و دیگر عامل مهم این منظر زبان است که همه این موارد اشاره شده مددگر آنند که کمپوزیسیون متنی ارائه شود به مثابه تابلویی در قاب زیبا و نمایی موثر و شگفت آور با زمینه هایی از خلاقیت . بالطبع آنسوی دیگر این رویداد مشارکت خواننده است در پهلو زدن و آمیزش با حرکتی که از نقطه  استنتاج معنایی آغاز می شود و شاید به دیگر معنایی یا گریز معنایی و یا سپید خوانی برسد . با انرژی حرکتی متن توسط شاعر و گردشی کردن و پویایی شعر ، خواننده نیز گام جستجو و کشف اش تیز می شود و البته مشارکتی تفکیک ناپذیر پدید خواهد آمد .

ـ اگر بپذیریم که زبان ابزار واقعی بیان قدرت و دیدن تصاویر صرف نیست، می­توان گفت شعر شما به حفظ زبان به عنوان وسیله­ی بیان ایده­ها و نگره­های فلسفی در کنار محتوا تأکید دارد.(تحلیل خودتان را بفرمایید)

اساسن زبان عنصر پایه یی و زایایی متن شعری است یعنی تکنیک ، لحن ، طنین متن ، ریتم ، تصویر و عناصر شگفت انگیز که همه و همه از آن حضور منشاء می گیرند . حتا احضار حس سکوت در لابه لای سطرها در حضور غایب زبان صورت می گیرد . و همه این ها به عنوان بیان ایده ها و نگره های فلسفی و رویکردشان کارکردی را ارائه می دهند که محتوا نام دارد . البته به سبب نوبودگی در زبان شعری ، ابداع و خلاقیت در همه ی ارکان و وجوه شعری ، از جمله محتوا را به وجود می آورد که در آن همه چیز جدا و ممیز از هیچ چیز دیگر نیست. آقای کریمی سایپر می گوید زبان هیچ چیز نیست جز تنپوشی برای تفکر . نظام زبانی با قواعد دستوری و واژه هایش ، تفکر را می سازد  یا برای تفکر ضرورتی ست .همین که ما بخواهیم تا میان یک تصور و تصوری دیگر رابطه آگاهانه برقرار کنیم خود به خود متوجه می شویم که به درون جریان خاموش کلمات فرو لغزیده ایم . البته ممکن است که تفکر قلمرو طبیعی و جدا از از قلمرو مصنوعی زبان باشد  اما زبان ، به هر حال ، تنها راهی است که ما را به قلمرو اندیشه می برد و البته جاهایی نیز به قول ورف خود سازنده ایده های ذهنی می باشد . بنابراین من نمی توانم متنی را در ادبیات متصور باشم که مقید به حفظ زبان به عنوان بیان ایده ها و نگره ها  نباشد . فی المثل زبان به من امکان انتقال چنین گزاره هایی از "وقتی صدا را مرتکب شدم " را به پیشگاه مخاطب می دهد :

( بگذار بگویند / که کسی / در مجلس ترحیم خود / قصد خودکشی دارد ) ص 9 

( و یقینن / پرستو / نام مختصری برای آسمان نمی تواند باشد ) ص 12

( در خلوت یک سیب / هی / می میرم )ص 51

( دستم به دست تو نمی رسد / آرزو ! / به دست تو که حتا می تواند از پنج / هفت عدد پنج بردارد و / باز / به پنج برسد / دستم / به دست تو نمی رسد / چه حیف ) ص 69

(بگذار بوسه های پهناورم را آواره در حرکت گمنام خیابان کنم ) ص 93

 

ـ البته نگرش­های زبانی در آثار شما به ساحت تفکر و شعرتان هم وسعت بخشیده است. این نگرش­های زبانی چقدر می­تواند ابزاری کارآمد برای خلق موقعیت­های شاعرانه باشد؟

همین قدر که اشاره کردید " نگرش های زبانی به ساحت تفکر و شعرم" وسعت بخشیده خود می تواند ابزاری کارآمد برای خلق موقعیت های شاعرانه باشد . در عین حال من اعتقاد دارم که ساحت تفکر در شعر نیز در نگرش شعری اثر گذار است . تأثیرات متقابل همه ی عناصر شعری حول محور زبان رشد متن را موجب می گردد . ضمن اینکه تکنیک های زبانی مناسب خود یک اتفاق شاعرانه است و حاصل مکاشفات هستی شناسانه شاعر است . در واقع در پروسه ی نمود های زبانی و منحنی و فیگورهای زبان زاویه ها و انحناهایی از موقعیت و پرسپکتیو شاعرانه خلق می شود . بعنوان نمونه :

( چه کسی / به تربیت سنگ / معنای آب می دهد ) ص 10

( دلم می سوزد برای جهانی که / خسته در اتاقم نشسته است ) ص 11

( بتوانم / بوسه ات را / بغل کنم ) ص 47

(شاخه های گیلاس / لخت می شوند / در اندامم ) ص 59

ـ در شعر شما واقعیت در هر موقعیت به فراواقعیت تغییر می یابد ؛ این از کجای شما می آید ؟

از ذهن ؛ ذهنی که تربیت شده و ممارست همه این سالهاست که پشت شعر گذاشته ام . البته در کتاب پیشینم"ماه، حلقه ی بی انگشت " این موقعیت وجود داشته منتها ضریب تغییر با این شدت و حِدّت نبوده است . البته این تأثیرات زیست محیطی و بومی در بحث نماد و عناصر را در آن کتاب داشته ام اما در این کتاب عمدتاً آن مرزها یا تعریف ها برداشته شده و مسیر تبدیل واقعیت به فراواقعیت بیشتر شده به مدد انحنا و نرمشی که به نوع زبان داده شده و چالش هایی که برای ذهن و نگاه خود بوجود آورده ام . مثلن نوعی از سورئالیسم بعنوان نمونه :

( که اینگونه تو / استخاره از بنفشه ها می گیری )ص 13

( بوسه از پیراهن بنفش زن / می افتد ) ص 25

( با چمدانی پر از مرگ / باز می گردد ) ص 33

( ... با دسته گلی قرمز / کلاه از سر هوا بر می دارد ) ص 57

( لبی شدیدن سرخ  ) ص 83

 

ـ این سورئالیسم مورد اشاره با کدام یک از جریانات شعر آوانگارد معاصر همسویی دارد ؟

تلاش بر این است که با همه جوانی خود و شعرم حوزه های شعری ام را سمت نوعی از استقلال و پرهیز از تأسی و تقلید پیش ببرم . در واقع حاصل این سیر و تلاش تدریجی در آثارم مشهود و ملموس است اما اگر دقیق و جریانشناسانه سخن بگویم نوعی از موج نو با حمایلی از سورئالیسم البته در ادراک و دریافتی از قاب پنجره ی خودم که انحنای زبان و فرم و محتوا و نشانه شناسی را ارائه می دهد و فیگوری از فرافکنی ها و شالوده شکنی ها که در تجربه هایم درونی شده است .

 

ـ شخصیت راوی در غالب شعرهای شما حضوری برجسته دارد گویی از هر جغرافیای هستی و زندگی درونی تان تکه یی را برداشته اید و کولاژ درونی کرده اید .

مرسی . دقیقن همین طور است . همه ی روایت های من که توسط راوی (شاعر) در متن آمده در واقع همان فریادی است که زمان های طولانی پیش از تولدم انگار در سکوت سپری شده و حالا برون رفت این گفتگو و فریاد در شعرهایم آمده است و در حقیقت روایت این شعرها منشأ اش از این جاست : "وقتی صدا را مرتکب شدم "

 

ـ جهان متنی هر نویسنده­ای بازتاب همان جهان ذهنی اوست، چگونه یک متن می‌تواند از ضمن استقلال خود مُعرِف مؤلفِ خود نیز باشد؟

طبیعی است که استیل های شاعر پس از دوران باز زایی و تأسیس گزاره های نو زبانی و رسیدن به ساختاری تازه و نائل شدن به نگاهی متفاوت به سبک تبدیل می شود و صاحب ویژگی ها و مولفه و مشخصه های قابل بحث در حوزه متنی خود می گردد . و در این جا جهان درون و برون ، یک جا می شوند و به پیوستگی می رسند و آن چنان این موازنه حاصل می آید که شعر هر شاعر امضای درونی او را در بر دارد .

 

ـ با خبر شده ایم که شما کتابی از شعرهای زنده یاد بهرام اردبیلی را تدوین نموده و این مجموعه هم اینک آماده برای چاپ است . لطفن در این رابطه توضیحاتی ارائه نمایید .

بهرام اردبیلی متولد سال 1321 است و در اسفند ماه سال 1384 هم دیده از جهان فرو بست . او از شاعران آوانگارد دهه چهل بود و در کنار شاعران دیگر نام آشنایی چون بیژن الهی ، هوشنگ چالنگی ، هوشنگ آزادی ور ، محمود شجاعی و پرویز اسلامپور از بنیان گذاران جریان "شعر دیگر" است و متاسفانه ما تا به امروز شاهد انتشار اشعار این عزیزان نبوده ایم و اگر هم مخاطب خاصی قصد مطالعه شعر آنان را داشت باید با زحمت فراوان و بدست آوردن نشریات آن دهه در کتابفروشی های قدیمی و یا رجوع به کتابخانه دوستان همین شاعران و یا علاقمندان و دنبال کنندگان حرفه ای ادبیات این دهه ، شعر یا متنی که مد نظر دارند را بدست آورند . خوشبختانه در این زمینه حرکت های تقریبن مناسبی در حال وقوع می باشد و من کم و بیش از آنها باخبرم و باور کنید شعر معاصر ما هم به شدت به آن محتاج است . کتاب بهرام اردبیلی نخستین مجموعه شعر کامل از آثار منتشر شده ی ایشان در نشریات دهه ی 40 و 50 است و به تازه گی از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز نشر دریافت کرده و به زودی با عنوان " رهگذری در خواب پروانه ها " توسط انتشارات بوتیمار منتشر خواهد شد . بهرام شاعری بود که طبع وحشی در شعر داشت و بی پروا و جسور بود . جالب این جاست که این شاعر در جوانی و تنها بوسیله کتاب های کتابخانه ی دفترخانه ای که به عنوان شاهد در آن امرار معاش می کرد ، سواد خواندن و نوشتن آموخت و با شعر هم آشنا شد و سپس با چاپ اثر در مجلات معتبر آن زمان مانند فردوسی در جریان شعر معاصر آن زمان و در آخر آوانگاردیسم دوره خود قرار گرفت و خالق آثار ماندگار و شکوهمندی چون "هفت پیکر " در یک دهه فعالیت شعری خود شد .

ـ ضرورت انتشار این آثار در چیست ؟

فرهاد جان همانطور که گفتم شعر امروز ما بسیار به انتشار این آثار نیازمند است . بخش عظیمی از جریان شعر معاصر ما در دهه ی 80 و هم اکنون که در ابتدای دهه 90  هستیم متاسفانه در غیاب شعر این شاعران که البته می تواند نقدی بر خود این شاعران نیز باشد ، به بیراهه رفته است . مثلن می بینیم شعر جوان ما به ابتذالی به نام شعر ساده کشیده می شود . این ها همه به دلیل غیبت رهبران اصلی و این وسط میدان داری کسانی است که تنها مافیای شعر هستند تا خود شعر. متاسفانه شاعران جوان زیادی هم در همان ابتدای امر به دلیل اینکه شعرشان دیده و منتشر شود به سمت این افراد می روند و مریدی می کنند .

آیا درد برای ادبیات ما بیشتر از آن است که ما بزرگی چون بیژن الهی را آنچنان که شایسته بود نشناختیم و او از میان ما رفت . آیا درد بیشتر از آن است که بزرگی چون قاسم هاشمی نژاد و بسیاری دیگر در خانه ی خود منزوی هستند و جوانان ما آنها را نشناخته اند . بیژن و امثال او شعر ما را به جلو نبردند که متاسفانه امروز این آقایان بخواهند صد سال به عقب برگردانند . آن هم با قرائت های من درآوردی از نیمای بزرگ تنها به دلیل دغدقه های پوپولیستی خودشان . من نمی دانم واقعن کجای زبان کوچه و بازار ساده است ؟ این زبان اتفاقن جاهایی دچار پیچیدگی هایی می شود که برداشت معنا بسیار از آن دشوار است . به مثل ها بنگرید .

البته من همیشه از بزرگان و اساتیدم شنیده ام که شعر راه خودش را می رود و نهایتن سره از ناسره تمییز داده می شود . دوستان عزیزی مجددن دارند روی جریان های اصیل شعر  آن دهه کار می کنند و به زودی شاهد انتشار آنها خواهیم بود . دوست عزیزم سید حمید شریف نیا هم مجموعه ی جامعی از شعر شاعران خوب پیشرو دهه های 40 و 50 را برای مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد فرستاده است . آقای کیارس هم روی شعر این دهه حرکت هایی کرده اند . این مجموعه شعر از بهرام اردبیلی هم که به زودی منتشر خواهد شد . من هنگامی که به امید ایزد تمامی این کتاب ها منتشر شد ، شما و مخاطبان این مصاحبه را به نگاه ، خوانش و قضاوت این آثار در قیاس با جریان مبتذلی که سخن از راندیم دعوت می کنم . چرا که فکر می کنم وقت آن است که باید بازنگری جامعی به گنجینه ادبیات خود داشته باشیم ... منظورم از قرن ها پیش است .

* لینک مصاحبه : http://www.armandaily.ir/?NPN_Id=611&pageno=7

روزنامه آرمان

دیدگاهتان را در مورد این مطلب بیان کنید :
نام و نام خانوادگی *
ایمیل
وب سایت
متن پیام *
  کد امنیتی
کد امنیتی *
 
دیدگاه کاربران:

دیدگاهی وجود ندارد